آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ آذر ۱۴۰۳

      Franchise

      ˈfræntʃaɪz ˈfræntʃaɪz

      گذشته‌ی ساده:

      franchised

      شکل سوم:

      franchised

      سوم‌شخص مفرد:

      franchises

      وجه وصفی حال:

      franchising

      شکل جمع:

      franchises

      معنی franchise | جمله با franchise

      noun countable C1

      کسب‌وکار امتیاز، فرنچایز (حقی که بر پایه‌ی آن به یک شرکت اختیار داده می‌شود که تولیدات یا فراورده‌های شرکت دیگر را بفروشد و در برابر آن مبلغی دریافت کند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      the franchise to open a Mcdonald's hamburger shop

      امتیاز گشودن یک همبرگر فروشی مکدونالد

      He owns several franchises in Chicago.

      او صاحب چندین فرنچایز در شیکاگو است.

      noun singular

      سیاست (the franchise) حق رأی (در انتخابات)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The franchise is often seen as a symbol of freedom.

      حق رأی اغلب به‌عنوان نمادی از آزادی در نظر گرفته می‌شود.

      Many fought hard for the expansion of the franchise.

      بسیاری برای گسترش حق رأی سخت جنگیدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In some countries women still don't have the franchise.

      در برخی کشورها زنان هنوز حق رأی ندارند.

      noun countable

      هنر فرنچایز (کلکسیونی از آثار هنری-سرگرمی مانند فیلم، سریال تلویزیونی، رمان و غیره که همه‌ی آن‌ها حول محور یک داستان یا شخصیت‌های آن ساخته شده‌اند)

      The Harry Potter franchise includes not only the original book series, but also a film series, spin-off books, and a play.

      فرنچایز هری پاتر نه‌تنها مشتمل بر مجموعه‌کتاب‌های اصلی، بلکه مشتمل بر یک سری فیلم، کتاب‌های اسپین‌آف و نمایشنامه نیز است.

      The Star Wars franchise

      فرنچایز جنگ ستارگان

      verb - transitive

      کسب‌وکار امتیاز چیزی را به کسی دادن، امتیاز چیزی را واگذار کردن، فرنچایز کردن

      After years of running a successful bakery, she decided to franchise her business.

      او پس‌از سال‌ها اداره‌ی نانوایی و شیرین‌پزی موفق، تصمیم گرفت امتیاز کسب‌وکارش را واگذار کند.

      The entrepreneur wanted to franchise his business idea and share it with others.

      این کارآفرین می‌خواست ایده‌ی کسب‌وکارش را فرنچایز کند و آن را با دیگران به اشتراک بگذارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد franchise

      1. noun authority, right
        Synonyms:
        right privilege freedom vote exemption immunity authorization charter prerogative ballot suffrage patent

      سوال‌های رایج franchise

      گذشته‌ی ساده franchise چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده franchise در زبان انگلیسی franchised است.

      شکل سوم franchise چی میشه؟

      شکل سوم franchise در زبان انگلیسی franchised است.

      شکل جمع franchise چی میشه؟

      شکل جمع franchise در زبان انگلیسی franchises است.

      وجه وصفی حال franchise چی میشه؟

      وجه وصفی حال franchise در زبان انگلیسی franchising است.

      سوم‌شخص مفرد franchise چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد franchise در زبان انگلیسی franchises است.

      ارجاع به لغت franchise

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «franchise» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/franchise

      لغات نزدیک franchise

      • - frances
      • - francesca
      • - franchise
      • - franchisee
      • - franchiser
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.