حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
لئیم، خسیس، قلیل، اندک، نحیف، ناقص
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Skimpy prison meals made him sick.
خوراکهای ناکافی زندان او را بیمار کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «skimpy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/skimpy