فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fulgent

ˈfʌldʒənt ˈfʌldʒənt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    درخشان، درخشنده، تابان
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fulgent

  1. adjective Shining intensely
    Synonyms: dazzling, bright, brilliant, blazing, flashing, blinding, luminous, radiant, shining, glaring, glary
  2. Synonyms: glittering

ارجاع به لغت fulgent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fulgent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fulgent

لغات نزدیک fulgent

پیشنهاد بهبود معانی