شکل نوشتاری دیگر این لغت: hit-and-miss
شکلهای نوشتاری این لغت در حالت قید (adverb): hit or miss و hit and miss
اتفاقی، شانسی، اللهبختی، تصادفی
The effectiveness of these nascent renewable energy technologies is often hit-or-miss, necessitating further research and development for consistent output.
کارایی این فناوریهای نوظهور انرژیهای تجدیدپذیر اغلب اتفاقی است و نیازمند تحقیق و توسعهی بیشتر برای خروجی پایدار است.
While some educational reforms have yielded promising results, the overall impact on student achievement remains hit-or-miss across different regions.
درحالیکه برخی اصلاحات آموزشی نتایج امیدوارکنندهای داشتهاند، تأثیر کلی بر پیشرفت دانشآموزان در مناطق مختلف همچنان شانسی است.
the hit-and-miss approach
رویکرد اللهبختی
hit-or-miss attempts
تلاشهای شانسی
بهطور بیحسابوکتاب، اللهبختکی، قضاقورتکی
She tried to fix the problem hit or miss.
سعی کرد مشکل را بهطور بیحسابوکتاب حل کند.
I was learning Spanish hit and miss.
داشتم اسپانیایی رو قضاقورتکی یاد میگرفتم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hit-or-miss» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hit-or-miss