merger, amalgamation, combining, mergence, incorporation, conglomeration, blending, coalesence, consolidation, combination, integration, assimilation, conflation, fusion, interpenetration
merger
amalgamation
combining
mergence
incorporation
conglomeration
blending
coalesence
consolidation
combination
integration
assimilation
conflation
fusion
interpenetration
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ادغام چندین شرکت بزرگ
the amalgamation of several large companies
سهامداران ادغام آن دو شرکت را تصویب کردند.
The two companies' merger was approved by the shareholders.
شکل درست و معیار این واژه «ادغام» است. «ادغام» واژهای عربیتبار است و بهمعنای یکی کردن، درهم آمیختن یا ترکیب دو چیز بهگونهای که یکی شوند، بهکار میرود. این واژه در زبان فارسی نیز رایج است، مانند: «ادغام شرکتها» یا «ادغام صداها در صرف فعل».
شکل «ادقام» نادرست است و در منابع معتبر فارسی یا عربی جایگاهی ندارد. این اشتباه معمولاً بهدلیل تشابه آوایی بین «غ» و «ق» در برخی لهجهها رخ میدهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ادغام» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ادغام