فریبنده، ظاهراً صحیح، به نظر درست (ولی در واقع اشتباه)
She used specious logic to justify her decision.
او از منطق ظاهراً صحیحی برای توجیه تصمیمش استفاده کرد.
The politician offered a specious explanation to distract from the real issue.
سیاستمدار توضیحی به نظر درست ارائه داد تا حواسها را از مسئلهی واقعی پرت کند.
specious logic
منطق ظاهراً صحیح
فریبنده، گولزننده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The politician's specious promises won him votes.
وعدههای فریبندهی آن سیاستمدار برایش رأی آورد.
Don't be fooled by his specious reasoning.
با استدلال گولزنندهی او فریب نخور.
Her explanation sounded plausible but was entirely specious.
توضیحات او ظاهراً منطقی بود اما کاملاً گولزننده بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «specious» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/specious