آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Cycle

      ˈsaɪkl ˈsaɪkl

      گذشته‌ی ساده:

      cycled

      شکل سوم:

      cycled

      سوم‌شخص مفرد:

      cycles

      وجه وصفی حال:

      cycling

      شکل جمع:

      cycles

      معنی cycle | جمله با cycle

      noun verb - transitive verb - intransitive countable B2

      چرخه، دوره، تناوب، چرخه زدن، سیکل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      noun verb - transitive verb - intransitive countable

      دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سری داستان درباره‌ی یک موضوع، به‌صورت دورانی یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      one thousand cycles per minute

      هزا دور در دقیقه

      the cycle of a year's seasons

      گردش فصل‌های سال

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      life cycle

      چرخه‌ی زندگی

      business cycle

      دوران (یا چرخه‌ی) اقتصادی

      The cycle that begins with birth and ends with death.

      چرخه‌ای که از تولد آغاز و به مرگ ختم می‌شود.

      a sonnet cycle

      مجموعه‌ی غزلیات

      the Charlemagne cycle

      چرخه‌ی افسانه‌های شارلمان

      Hot water is cycled back into the motor.

      آب گرم دوباره به درون موتور بازگردانده می‌شود.

      Prosperity goes cycling on from generation to generation.

      رونق از نسلی به نسل دیگر می‌گردد.

      I decided to cycle into town.

      تصمیم گرفتم سواره (دوچرخه یا موتورسیکلت) به شهر بروم.

      I love swimming and cycling.

      من عاشق شنا و (دوچرخه) سواری هستم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cycle

      1. noun era, phase
        Synonyms:
        period age time era phase sequence series succession course round run rotation revolution circuit circle ring loop orbit rhythm alternation periodicity isochronism chain aeon eon wheel

      لغات هم‌خانواده cycle

      noun
      cycle
      adjective
      cyclic, cyclical
      adverb
      cyclically

      سوال‌های رایج cycle

      گذشته‌ی ساده cycle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cycle در زبان انگلیسی cycled است.

      شکل سوم cycle چی میشه؟

      شکل سوم cycle در زبان انگلیسی cycled است.

      شکل جمع cycle چی میشه؟

      شکل جمع cycle در زبان انگلیسی cycles است.

      وجه وصفی حال cycle چی میشه؟

      وجه وصفی حال cycle در زبان انگلیسی cycling است.

      سوم‌شخص مفرد cycle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cycle در زبان انگلیسی cycles است.

      ارجاع به لغت cycle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cycle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cycle

      لغات نزدیک cycle

      • - cyclamen
      • - cyclazocine
      • - cycle
      • - cycle network
      • - cycle stealing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.