آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ خرداد ۱۴۰۳

      Evening

      ˈiːvnɪŋ ˈiːvnɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      evened

      شکل سوم:

      evened

      سوم‌شخص مفرد:

      evens

      شکل جمع:

      evenings

      معنی evening | جمله با evening

      noun countable uncountable A1

      غروب، سر شب، عصر، شامگاه، عشا، بعدازظهر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      Call me tomorrow evening.

      فردا بعدازظهر به من زنگ بزن.

      What are you doing this evening?

      امروز غروب چه‌کاره‌ای؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Students use the building evenings for recreation.

      دانشجویان عصرها ساختمان را برای امور تفریحی مورد استفاده قرار می‌دهند.

      I like to read in the evening.

      دوست دارم سر شب مطالعه کنم.

      evening prayers

      نماز عصر

      exclamation informal

      عصر به‌خیر!

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Evening, how are you doing?

      عصر به‌خیر! حالت چطوره؟

      Evening, it's nice to see you!

      عصر به‌خیر! خوش‌حالم که می‌بینمت!

      noun uncountable

      انتها، آخر

      She is now in the evening of her life.

      او اکنون آخر زندگی‌ (دوران پیری) خود را می‌گذراند.

      The evening of office work

      آخر کار اداری

      noun countable

      مهمانی شبانه، بزم شبانه، ضیافت شبانه

      He arrived at seven o'clock in the evening.

      او ساعت هفت وارد ضیافت شبانه شد.

      a musical evening

      بزم موسیقی شبانه

      adjective

      شب، شبانه، شامگاهی، مربوط به مهمانی‌های رسمی یا نیمه‌رسمی شبانه

      evening paper

      روزنامه‌ی شامگاهی

      She wore an elegant evening gown to the charity gala.

      او یک لباس شب شیک در مراسم جشن خیریه پوشیده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد evening

      1. noun latter part of a day
        Synonyms:
        sunset sundown dusk nightfall twilight even eve late afternoon decline dark dim close duskiness eventide early black black
        Antonyms:
        morning

      Idioms

      shank of the evening

      1- (در اصل) عصر 2- سر شب

      سوال‌های رایج evening

      گذشته‌ی ساده evening چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده evening در زبان انگلیسی evened است.

      شکل سوم evening چی میشه؟

      شکل سوم evening در زبان انگلیسی evened است.

      شکل جمع evening چی میشه؟

      شکل جمع evening در زبان انگلیسی evenings است.

      سوم‌شخص مفرد evening چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد evening در زبان انگلیسی evens است.

      ارجاع به لغت evening

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «evening» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/evening

      لغات نزدیک evening

      • - evengelist
      • - evenhanded
      • - evening
      • - evening dress
      • - evening dress (or clothes)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.