آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۳

      Isolation

      ˌaɪsəˈleɪʃn ˌaɪsəˈleɪʃn

      شکل جمع:

      isolations

      توضیحات:

      همچنین در معنای سوم می‌توان از isolation exercise به‌جای isolation استفاده کرد.

      معنی isolation | جمله با isolation

      noun uncountable C1

      انزوا، کناره‌گیری، تنهایی، گوشه‌گیری

      Isolation can have a profound impact on mental health.

      گوشه‌گیری می‌تواند تأثیر عمیقی بر سلامت روان داشته باشد.

      living in isolation

      زندگی کردن در انزوا

      noun uncountable C2

      مجزا، جدایی، ایزوله

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      an isolation ward in a hospital

      بخش ایزوله در بیمارستان

      Her isolation from the group made her feel lonely.

      جدایی او از گروه باعث شد که احساس تنهایی کند.

      noun countable

      ورزش تمرین ایزوله (یک گروه عضلانی خاص را هدف قرار می‌دهد.)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      He included an isolation in his routine to focus on his biceps.

      او برای تمرکز روی عضله‌ی دوسر خود یک تمرین ایزوله را در برنامه‌اش گنجاند.

      The athlete incorporated an isolation exercise to target specific muscle groups.

      این ورزش‌کار یک تمرین ایزوله را برای هدف قرار دادن گروه‌های عضلانی خاص جا داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد isolation

      1. noun seclusion
        Synonyms:
        solitude privacy detachment withdrawal aloneness confinement segregation retreat remoteness concealment quarantine exile hiding reclusion reclusiveness seclusiveness privateness aloofness desolation beleaguerment monkhood sequestration

      لغات هم‌خانواده isolation

      noun
      isolation, isolationism, isolationist
      adjective
      isolated, isolationist
      verb - transitive
      isolate

      سوال‌های رایج isolation

      شکل جمع isolation چی میشه؟

      شکل جمع isolation در زبان انگلیسی isolations است.

      ارجاع به لغت isolation

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «isolation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/isolation

      لغات نزدیک isolation

      • - isolated
      • - isolated point
      • - isolation
      • - isolationism
      • - isolationist
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.