آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Relive

ˌriːˈlɪv ˌriːˈlɪv

گذشته‌ی ساده:

relived

شکل سوم:

relived

سوم‌شخص مفرد:

relives

وجه وصفی حال:

reliving

معنی relive | جمله با relive

verb - transitive

از نو به یاد آوردن، در ذهن مرور کردن، زنده شدن خاطره‌، تجدید خاطره کردن، دوباره تجربه کردن (در ذهن)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

Every night, he relived that hand-to-hand combat.

هر شب خاطرات آن جنگ تن‌به‌تن در ذهنش زنده می‌شد.

Listening to that song always makes me relive my first love.

گوش دادن به آن آهنگ همیشه باعث می‌شود خاطره‌ی عشق اولم را مرور کنم.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد relive

  1. verb experience again, often in the imagination
    Synonyms:
    live over

لغات هم‌خانواده relive

  • verb - intransitive
    live

ارجاع به لغت relive

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «relive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/relive

لغات نزدیک relive

پیشنهاد بهبود معانی