مصدر:
to reawakenگذشتهی ساده:
reawakenedشکل سوم:
reawakenedسومشخص مفرد:
reawakensوجه وصفی حال:
reawakeningدوباره بیدار کردن، به وجود آوردن دوبارهی یک احساس، علاقه، خاطره یا وضعیت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The memory of the martyrs reawakened feelings of anger and the spirit of struggle within them.
یاد جاویدنامها، احساس خشم و روحیهی مبارزه را در درون آنها دوباره بیدار کرد.
The old song reawakened memories of her childhood.
آن آهنگ قدیمی خاطرات کودکی او را دوباره زنده کرد.
The documentary helped reawaken public interest in the forgotten historical event.
آن مستند به باززنده کردن علاقهی عمومی به رویداد تاریخی فراموش شده کمک کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reawaken» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/reawaken