آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مهر ۱۴۰۴

      Persuasion

      pərˈsweɪʒn pəˈsweɪʒn

      شکل جمع:

      persuasions

      معنی persuasion | جمله با persuasion

      noun uncountable C2

      ترغیب، قانع‌سازی، متقاعد کردن، تشویق

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      if none of these persuasions move you

      اگر هیچ یک از این تشویقی‌ها شما را تحت‌تأثیر قرار ندهد.

      There is an inherent persuasion in some people's voices.

      صدای برخی انسان‌ها قانع‌کنندگی ذاتی دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      persons of the male persuasion

      افراد جنس نر

      noun countable

      مذهب، ایمان، اعتقاد، باور (معمولاً دینی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      They hold the persuasion that they'll never be defeated.

      آنان بر این باورند که هرگز شکست نخواهند خورد.

      Her political persuasion influences many of her decisions at work.

      عقاید سیاسی او بر بسیاری از تصمیماتش در محل کار تأثیر می‌گذارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      people of different religious and political persuasions

      مردی با اعتقادات مذهبی و سیاسی مختلف

      several Protestant persuasions

      چندین فرقه‌ی پروتستان

      composers of all different persuasions

      آهنگ‌سازان مکاتب کاملاً مختلف

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد persuasion

      1. noun influencing to do, believe
        Synonyms:
        power force inducement seduction enticement persuasiveness promote conversion alignment con pull hook sell brainwashing exhortation cajolery blandishment sweet talk soft soap wheedling arm-twist winning over working over snow job inveiglement cogency hard sell goose potency squeeze
        Antonyms:
        discouragement prevention dissuasion hindrance
      1. noun belief, religion
        Synonyms:
        faith feeling opinion view conviction sentiment creed religion school of thought school denomination church sect cult credo tenet side party faction connection communion bias prejudice partiality predilection eye mind camp certitude
        Antonyms:
        disbelief atheism

      لغات هم‌خانواده persuasion

      noun
      persuasion, persuasiveness
      adjective
      persuasive
      verb - transitive
      persuade
      adverb
      persuasively

      سوال‌های رایج persuasion

      شکل جمع persuasion چی میشه؟

      شکل جمع persuasion در زبان انگلیسی persuasions است.

      ارجاع به لغت persuasion

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «persuasion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/persuasion

      لغات نزدیک persuasion

      • - persuaders
      • - persuasible
      • - persuasion
      • - persuasive
      • - persuasively
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.