quiet, peaceful, calm, slumberous, pacific, still, stilly, silent, tranquil, noiseless
quiet
peaceful
calm
slumberous
pacific
still
stilly
silent
tranquil
noiseless
آرام باش و حرف نزن!
be quiet and don't talk!
قبلاز اینکه اوباش به این محله بیایند، اینجا محلهای آرام بود.
The neighborhood used to be peaceful before the hooligans moved in.
کمکم طوفان آرام شد
gradually the storm calmed down
mild, calm, insouciant, dispassionate, impassive, coolheaded, drowsy, pianissimo, sedate, placid, imperturbable, restful, peaceful, collected, equable, reposeful, unruffled, peaceable, composed, smooth, tranquil
mild
calm
insouciant
dispassionate
impassive
coolheaded
drowsy
pianissimo
sedate
placid
imperturbable
restful
peaceful
collected
equable
reposeful
unruffled
peaceable
composed
smooth
tranquil
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
الهه دختر آرامی است
Elahe is a mild girl
بهنام آرام بود و سکوت کرد
Behnam was calm and kept his silence
quietly, slowly, gently, smoothly, slow, gingerly, peacefully, shallowly, noiselessly, in a low voice, calmly
quietly
slowly
gently
smoothly
slow
gingerly
peacefully
shallowly
noiselessly
in a low voice
calmly
آنقدر آرام صحبت میکرد که صدایش را نمیشنیدم.
She spoke so quietly I could hardly hear her.
نیما آرام راه میرفت و با خودش حرف میزد
Nima walked slowly and talked to himself
سگتان را آرام کنید!
quiet your dog down!
inactive, motionless, calm
inactive
motionless
calm
جمعیت آرام
inactive population
آتشفشان به مدت ۵۰ سال آرام بود
The volcano has been inactive for 50 years
inactivity, rest, quiescence, restfulness
inactivity
rest
quiescence
restfulness
دورههای طولانی آرام
long periods of inactivity
بعداز سالهای آرام
after years of inactivity
tame, mild, passive, lambent, meek, controlled, lamblike
tame
mild
passive
lambent
meek
controlled
lamblike
یک اسب آرام
a tame horse
حیوانات آرام
tame animals
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
کلمهی «آرام» در زبان انگلیسی به calm ترجمه میشود.
«آرام» واژهایست که مفهومی چندلایه دارد و در موقعیتهای گوناگون میتواند به حالات ذهنی، رفتار، فضا، یا حتی طبیعت اشاره داشته باشد.
وقتی میگوییم کسی آرام است، معمولاً منظور حالتی از ثبات درونی، بیتنشی و سکون روانیست؛ حالتی که فرد در آن دچار اضطراب، استرس یا آشفتگی نمیشود و با شرایط گوناگون، چه خوشایند چه ناخوشایند، با تعادل برخورد میکند. این نوع آرامش چیزیست که بسیاری از انسانها در جستجوی آن هستند و آن را کلید خوشبختی و سلامت روان میدانند.
از سوی دیگر، «آرام» میتواند توصیفکنندهی فضا یا محیطی باشد که در آن سر و صدا کم است، انرژیها سنگین نیستند و حس راحتی و امنیت وجود دارد. مثلاً وقتی میگوییم "دریا آرام است"، تصویری از سطحی صاف، بدون موجهای خروشان و نسیمی ملایم در ذهنمان نقش میبندد. یا وقتی وارد خانهای میشویم که در آن نور ملایم، صداهای طبیعی، و نظم وجود دارد، آن را محیطی «آرام» توصیف میکنیم. این نوع آرامش بیشتر جنبهی بیرونی دارد اما تأثیر عمیقی بر درون انسان میگذارد.
در رفتار و گفتار نیز صفت «آرام» نشاندهندهی شیوهای مهربان، ملایم و سنجیده است. فردی که آرام صحبت میکند، نه تنها توجه مخاطب را جلب میکند بلکه با لحن و کلمات خود حس امنیت و احترام منتقل میکند. رفتار آرام، بهویژه در شرایط تنشزا، نشانهای از پختگی، خودآگاهی و کنترل احساسات است. این ویژگی در بسیاری از فرهنگها مورد تحسین است و نشانی از حکمت و شخصیت متعادل به شمار میرود.
آرام بودن حالتیست که تعادل بین درون و بیرون را نشان میدهد. این صفت نه تنها در توصیف انسانها و فضاها بلکه در هنر، موسیقی، و ادبیات نیز نقشی پررنگ دارد. شعرهای آرام، ملودیهای ملایم یا تصاویر بصری با رنگهای خنثی و ساکن، همگی برای ایجاد حس آرامش در مخاطب به کار میروند.
در دنیای پرسرعت و شلوغ امروز، شاید یکی از ارزشمندترین صفات همین «آرام» بودن باشد؛ صفتی که در سکوت خود، قدرتی عمیق پنهان کرده است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آرام» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/آرام