آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Amphitheater

      ˈæmfəˌθiət̬ər ˈæmfəˌθiət̬ər ˈæmfɪˌθɪətə

      شکل جمع:

      amphitheaters

      توضیحات:

      این لغت در انگلیسی بریتانیایی به‌صورت amphitheatre نوشته می‌شود.


      این لغت ریشه‌ی یونانی باستان دارد.


      در رشته‌ی پزشکی این لغت به سالنی گفته می‌شود که دانشجویان در آن عمل جراحی را مشاهده می‌کنند.

      معنی amphitheater | جمله با amphitheater

      noun countable

      (مکانی دایره‌ای یا بیضی‌شکل در فضای باز که برای اجرای نمایش و سرگرمی از آن استفاده می‌شود) آمفی‌تئاتر

      Amphitheaters were used in ancient Rome for gladiatorial contests.

      در روم باستان از آمفی‌تئاترها برای مسابقات گلادیاتوری استفاده می‌شد.

      The Roman amphitheatre stands just outside the fortress walls.

      این آمفی‌تئاتر رومی درست در بیرون دیواره‌های قلعه قرار دارد.

      noun countable

      تماشاخانه، سالن نمایش، تالار پلکانی، تالار اجتماعات، سالن کنفرانس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The concert that night was in an outside amphitheater.

      آن شب کنسرت در تماشاخانه‌ی فضای باز برگزار شد.

      The audience moved out of the amphitheatre.

      تماشاگران از سالن نمایش خارج شدند.

      noun countable

      زمین‌شناسی زمین مسطح یا دارای شیب ملایم (که شیب تند آن را احاطه کرده است)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد amphitheater

      1. noun an oval large stadium with tiers of seats; an arena in which contests and spectacles are held
        Synonyms:
        stadium arena amphitheatre auditorium coliseum colosseum oval grandstand theatron tiltyard

      سوال‌های رایج amphitheater

      شکل جمع amphitheater چی میشه؟

      شکل جمع amphitheater در زبان انگلیسی amphitheaters است.

      ارجاع به لغت amphitheater

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «amphitheater» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/amphitheater

      لغات نزدیک amphitheater

      • - amphisbaenian
      • - amphistylar
      • - amphitheater
      • - amphithecium
      • - amphitrite
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.