آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مهر ۱۴۰۴

    Meridian

    məˈrɪdiən məˈrɪdiən

    شکل جمع:

    meridians

    معنی meridian | جمله با meridian

    noun countable

    خط نصف‌النهار

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    Scientists use the meridian system to determine time zones.

    دانشمندان از سیستم نصف‌النهار برای تعیین مناطق زمانی استفاده می‌کنند.

    Every place on Earth is measured by its distance from the meridian.

    هر مکان روی زمین بر اساس فاصله‌اش از نصف‌النهار اندازه‌گیری می‌شود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد meridian

    1. noun summit, climax
      Synonyms:
      peak apex climax zenith pinnacle crest culmination acme apogee high-water mark high noon extremity

    سوال‌های رایج meridian

    شکل جمع meridian چی میشه؟

    شکل جمع meridian در زبان انگلیسی meridians است.

    معنی meridian به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «meridian» در زبان فارسی به «خط نصف‌النهار» ترجمه می‌شود، اما بسته به زمینه کاربرد، می‌تواند معانی دیگری نیز داشته باشد.

    در جغرافیا و نجوم، «meridian» به خطی فرضی گفته می‌شود که از قطب شمال به قطب جنوب کشیده شده و طول جغرافیایی را مشخص می‌کند. این خطوط برای تعیین موقعیت مکانی روی کره‌ی زمین و ناوبری اهمیت دارند. هر نقطه روی زمین می‌تواند با توجه به طول و عرض جغرافیایی خود تعیین شود و خطوط نصف‌النهاری (meridian) به ویژه در تعیین زمان محلی و استانداردهای جهانی نقش دارند. خط نصف‌النهاری گرینویچ (Greenwich Meridian) به‌عنوان مرجع اصلی طول جغرافیایی و زمان جهانی شناخته می‌شود.

    در پزشکی و فلسفه سنتی چینی، «meridian» به مسیرهای انرژی در بدن گفته می‌شود که انرژی حیاتی یا «چی» در طول آن‌ها جریان دارد. این مسیرها در طب سوزنی و درمان‌های سنتی به کار می‌روند تا تعادل انرژی بدن حفظ شود و سلامت فیزیکی و روانی تقویت گردد. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی اهمیت مفهوم meridian در فرهنگ‌ها و سیستم‌های درمانی مختلف است.

    از نظر زبانی، «meridian» از لاتین meridies به معنای «ظهر یا نیمروز» گرفته شده است، زیرا خطوط نصف‌النهاری به تعیین زمان روز و موقعیت خورشید مرتبط بوده‌اند. این ریشه تاریخی، نشان‌دهنده‌ی پیوند میان علم، زمان و جهت‌یابی است و نقش meridian را فراتر از جغرافیا، در علوم مرتبط با زمان و نجوم نیز برجسته می‌کند.

    در ادبیات و استعاره‌های فلسفی، meridian گاهی به معنای نقطه اوج یا بالاترین حد یک چیز به کار می‌رود. برای نمونه، عبارت «the meridian of life» به دوران اوج یا شکوفایی زندگی یک فرد اشاره دارد. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه، علاوه بر معنی علمی، توانایی انتقال مفاهیم استعاری و عاطفی را نیز دارد و در مکالمات ادبی و تحلیلی کاربرد دارد.

    «meridian» واژه‌ای چندوجهی است که در جغرافیا، نجوم، پزشکی سنتی و ادبیات کاربرد دارد. این کلمه نه تنها به خطوط طول جغرافیایی و مسیرهای انرژی در بدن اشاره می‌کند، بلکه نمادی از نظم، تعادل و اوج نیز محسوب می‌شود و درک آن به فهم بهتر جهان طبیعی و فرهنگی کمک می‌کند.

    ارجاع به لغت meridian

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «meridian» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/meridian

    لغات نزدیک meridian

    • - merger
    • - mérida
    • - meridian
    • - meridional
    • - merienda
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.