آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

      Tempest

      ˈtempɪst ˈtempɪst

      گذشته‌ی ساده:

      tempested

      شکل سوم:

      tempested

      سوم‌شخص مفرد:

      tempests

      وجه وصفی حال:

      tempesting

      شکل جمع:

      tempests

      معنی tempest | جمله با tempest

      noun countable B2

      ادبی طوفان شدید (به‌ویژه باد شدید همراه با برف یا باران)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Climate models consistently predict an increase in the frequency and intensity of severe tempests in coastal regions due to global warming.

      مدل‌های اقلیمی به‌طور مداوم افزایش فراوانی و شدت طوفان‌های شدید را در مناطق ساحلی به‌دلیل گرمایش جهانی پیش‌بینی می‌کنند.

      The sudden tempest caught the small fishing boat by surprise, tossing it violently on the waves.

      طوفان ناگهانی قایق ماهیگیری کوچک را غافلگیر کرد و آن را به‌شدت روی امواج پرتاب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a heady tempest

      طوفان سخت

      Researchers are investigating the atmospheric conditions that contribute to the formation of exceptionally destructive tempests in the tropical Atlantic.

      محققان درحال بررسی شرایط جوی هستند که به تشکیل طوفان‌های فوق‌العاده مخرب در اقیانوس اطلس گرمسیری کمک می‌کند.

      a tempest of tears

      طوفانی از اشک

      noun countable uncountable C1

      آشوب، جوش‌وخروش، هیاهو، غلغله، اغتشاش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The social reforms of the early 20th century often incited a tempest of public discourse, reflecting the deep divisions within society regarding traditional values versus progressive ideals.

      اصلاحات اجتماعی اوایل قرن بیستم اغلب آشوبی از گفتمان عمومی را برانگیخت که نشان‌دهنده‌ی شکاف‌های عمیق در جامعه در مورد ارزش‌های سنتی در مقابل ایده‌آل‌های مترقی بود.

      Her arrival caused a tempest of excitement among the children, who had been eagerly anticipating her visit.

      ورود او هیاهویی از هیجان در میان کودکان ایجاد کرد که مشتاقانه منتظر دیدارش بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a political tempest

      جوش‌وخروش سیاسی

      verb - transitive

      طوفانی کردن، آشوب به پا کردن، قشقرق به پا کردن

      His controversial remarks threatened to tempest the usually calm political debate.

      اظهارات جنجالی او تهدید می‌کرد که بحث سیاسی معمولاً آرام را طوفانی کند.

      The proposed policy changes, if implemented without careful consideration, are likely to create a tempest in the educational sector.

      تغییرات پیشنهادی سیاست اگر بدون بررسی دقیق اجرا شوند، احتمالاً در بخش آموزشی آشوب به پا می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The introduction of a new grading system could potentially create a tempest among the student body, leading to widespread protests.

      معرفی یک سیستم نمره‌دهی جدید می‌تواند به‌طور بالقوه در بین دانشجویان آشوب به پا کند و منجر به اعتراضات گسترده شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tempest

      1. noun wild storm; commotion
        Synonyms:
        disturbance chaos tumult uproar commotion squall gale windstorm hurricane cyclone tornado typhoon bluster furor blizzard convulsion upheaval ferment wildness
        Antonyms:
        calm
      1. noun a storm
        Synonyms:
        gale typhoon blizzard
        Antonyms:
        calm
      1. noun a commotion
        Synonyms:
        disturbance tumult storm turmoil agitation blizzard chaos commotion furor gale hurricane rage squall thunderstorm upheaval uproar wind windstorm

      Idioms

      tempest in a teapot

      قشقرق به پا کردن، از کاه کوه ساختن (سروصدای زیاد درباره‌ی چیز کم‌اهمیت)

      سوال‌های رایج tempest

      گذشته‌ی ساده tempest چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tempest در زبان انگلیسی tempested است.

      شکل سوم tempest چی میشه؟

      شکل سوم tempest در زبان انگلیسی tempested است.

      شکل جمع tempest چی میشه؟

      شکل جمع tempest در زبان انگلیسی tempests است.

      وجه وصفی حال tempest چی میشه؟

      وجه وصفی حال tempest در زبان انگلیسی tempesting است.

      سوم‌شخص مفرد tempest چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tempest در زبان انگلیسی tempests است.

      ارجاع به لغت tempest

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tempest» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tempest

      لغات نزدیک tempest

      • - tempered
      • - tempers flare
      • - tempest
      • - tempest in a teapot
      • - tempestuous
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fig grapefruit greenheart guaiac gum tree haematoxylon honeylocust huckleberry inkwood jaborandi judas tree kumquat laburnum lantern tree lemon خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.