گذشتهی ساده:
tempestedشکل سوم:
tempestedسومشخص مفرد:
tempestsوجه وصفی حال:
tempestingشکل جمع:
tempestsادبی طوفان شدید (بهویژه باد شدید همراه با برف یا باران)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
Climate models consistently predict an increase in the frequency and intensity of severe tempests in coastal regions due to global warming.
مدلهای اقلیمی بهطور مداوم افزایش فراوانی و شدت طوفانهای شدید را در مناطق ساحلی بهدلیل گرمایش جهانی پیشبینی میکنند.
The sudden tempest caught the small fishing boat by surprise, tossing it violently on the waves.
طوفان ناگهانی قایق ماهیگیری کوچک را غافلگیر کرد و آن را بهشدت روی امواج پرتاب کرد.
a heady tempest
طوفان سخت
Researchers are investigating the atmospheric conditions that contribute to the formation of exceptionally destructive tempests in the tropical Atlantic.
محققان درحال بررسی شرایط جوی هستند که به تشکیل طوفانهای فوقالعاده مخرب در اقیانوس اطلس گرمسیری کمک میکند.
a tempest of tears
طوفانی از اشک
آشوب، جوشوخروش، هیاهو، غلغله، اغتشاش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The social reforms of the early 20th century often incited a tempest of public discourse, reflecting the deep divisions within society regarding traditional values versus progressive ideals.
اصلاحات اجتماعی اوایل قرن بیستم اغلب آشوبی از گفتمان عمومی را برانگیخت که نشاندهندهی شکافهای عمیق در جامعه در مورد ارزشهای سنتی در مقابل ایدهآلهای مترقی بود.
Her arrival caused a tempest of excitement among the children, who had been eagerly anticipating her visit.
ورود او هیاهویی از هیجان در میان کودکان ایجاد کرد که مشتاقانه منتظر دیدارش بودند.
a political tempest
جوشوخروش سیاسی
طوفانی کردن، آشوب به پا کردن، قشقرق به پا کردن
His controversial remarks threatened to tempest the usually calm political debate.
اظهارات جنجالی او تهدید میکرد که بحث سیاسی معمولاً آرام را طوفانی کند.
The proposed policy changes, if implemented without careful consideration, are likely to create a tempest in the educational sector.
تغییرات پیشنهادی سیاست اگر بدون بررسی دقیق اجرا شوند، احتمالاً در بخش آموزشی آشوب به پا میکنند.
The introduction of a new grading system could potentially create a tempest among the student body, leading to widespread protests.
معرفی یک سیستم نمرهدهی جدید میتواند بهطور بالقوه در بین دانشجویان آشوب به پا کند و منجر به اعتراضات گسترده شود.
قشقرق به پا کردن، از کاه کوه ساختن (سروصدای زیاد دربارهی چیز کماهمیت)
گذشتهی ساده tempest در زبان انگلیسی tempested است.
شکل سوم tempest در زبان انگلیسی tempested است.
شکل جمع tempest در زبان انگلیسی tempests است.
وجه وصفی حال tempest در زبان انگلیسی tempesting است.
سومشخص مفرد tempest در زبان انگلیسی tempests است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «tempest» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tempest