شهامت، جرأت، شجاعت، جسارت
To succeed in entrepreneurial ventures, individuals often require considerable gumption to overcome initial setbacks and navigate competitive markets.
برای موفقیت در سرمایهگذاریهای کارآفرینانه، افراد اغلب به جسارت قابل توجهی برای غلبه بر موانع اولیه و حرکت در بازارهای رقابتی نیاز دارند.
It took a lot of gumption for her to quit her stable job and start her own company.
برای او شجاعت زیادی لازم بود تا شغل ثابتش را رها کند و شرکت خودش را راهاندازی کند.
Developing a new software application from scratch requires not only technical skill but also the gumption to persevere through complex coding problems and debugging processes.
توسعهی یک نرمافزار جدید از ابتدا نهتنها به مهارت فنی بلکه به شهامت برای پایداری در برابر مشکلات پیچیدهی کدنویسی و فرآیندهای اشکالزدایی نیز نیاز دارد.
عقل سلیم، عقل و شعور، هوش عملی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
To navigate the complexities of international relations effectively, diplomats require not only academic knowledge but also considerable gumption to make sound judgments under pressure.
برای مدیریت موثر پیچیدگیهای روابط بینالملل، دیپلماتها نهتنها به دانش آکادمیک، بلکه به عقل سلیم قابل توجهی برای قضاوتهای صحیح تحتفشار نیاز دارند.
She showed real gumption by figuring out a way to fix the broken machine with just the tools she had on hand.
او با پیدا کردن راهی برای تعمیر دستگاه خراب تنها با ابزارهایی که در دسترس داشت، هوش عملی واقعی از خود نشان داد.
Project managers in the tech industry must possess considerable gumption to anticipate potential obstacles and devise effective mitigation strategies.
مدیران پروژه در صنعت فناوری باید از عقل سلیم قابل توجهی برای پیشبینی موانع احتمالی و ابداع استراتژیهای موثر برای کاهش آنها برخوردار باشند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «gumption» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gumption