آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Gumption

      ˈɡʌmpʃn ˈɡʌmpʃn

      معنی gumption | جمله با gumption

      noun uncountable informal C2

      شهامت، جرأت، شجاعت، جسارت

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      To succeed in entrepreneurial ventures, individuals often require considerable gumption to overcome initial setbacks and navigate competitive markets.

      برای موفقیت در سرمایه‌گذاری‌های کارآفرینانه، افراد اغلب به جسارت قابل توجهی برای غلبه بر موانع اولیه و حرکت در بازارهای رقابتی نیاز دارند.

      It took a lot of gumption for her to quit her stable job and start her own company.

      برای او شجاعت زیادی لازم بود تا شغل ثابتش را رها کند و شرکت خودش را راه‌اندازی کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Developing a new software application from scratch requires not only technical skill but also the gumption to persevere through complex coding problems and debugging processes.

      توسعه‌ی یک نرم‌افزار جدید از ابتدا نه‌تنها به مهارت فنی بلکه به شهامت برای پایداری در برابر مشکلات پیچیده‌ی کدنویسی و فرآیندهای اشکال‌زدایی نیز نیاز دارد.

      noun uncountable C2

      عقل سلیم، عقل و شعور، هوش عملی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      To navigate the complexities of international relations effectively, diplomats require not only academic knowledge but also considerable gumption to make sound judgments under pressure.

      برای مدیریت موثر پیچیدگی‌های روابط بین‌الملل، دیپلمات‌ها نه‌تنها به دانش آکادمیک، بلکه به عقل سلیم قابل توجهی برای قضاوت‌های صحیح تحت‌فشار نیاز دارند.

      She showed real gumption by figuring out a way to fix the broken machine with just the tools she had on hand.

      او با پیدا کردن راهی برای تعمیر دستگاه خراب تنها با ابزارهایی که در دسترس داشت، هوش عملی واقعی از خود نشان داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Project managers in the tech industry must possess considerable gumption to anticipate potential obstacles and devise effective mitigation strategies.

      مدیران پروژه در صنعت فناوری باید از عقل سلیم قابل توجهی برای پیش‌بینی موانع احتمالی و ابداع استراتژی‌های موثر برای کاهش آن‌ها برخوردار باشند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gumption

      1. noun nerve, initiative
        Synonyms:
        sense spirit ability judgment wisdom initiative cleverness industry savvy resourcefulness enterprise good sense commonsense shrewdness discernment sagacity astuteness acumen wit perspicacity sagaciousness perspicaciousness horse sense get-up-and-go
        Antonyms:
        cowardice naivety

      ارجاع به لغت gumption

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gumption» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gumption

      لغات نزدیک gumption

      • - gummy
      • - gummy candy
      • - gumption
      • - gumshield
      • - gumshoe
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sigma chemical warfare cwt electronic mail glumly pinch issuable howlet nightclothes John Paul hypochlorous acid pyxidium yeast reproachable hoyle پیکار تعدی تنوین چطور خطه خیش دادگر درو رابطه زیادت سرگرم شکافنده مداد تراش فوقانی جامدادی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.