۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
گذشتهی ساده:
hammered outشکل سوم:
hammered outسومشخص مفرد:
hammers outوجه وصفی حال:
hammering outنواختن، ساز زدن (بیدقت)
She would often hammer out tunes on her old piano.
او اغلب با پیانوی قدیمیاش آهنگ مینواخت.
The apprentice musician would often hammer out simple melodies.
نوازندهی تازهکار اغلب ملودیهای ساده مینواخت.
به توافق رسیدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They finally hammered out a deal after hours of talks.
آنها پساز ساعتها گفتوگو بالاخره به توافق رسیدند.
Negotiators worked to hammer out a new trade agreement.
مذاکرهکنندگان تلاش کردند تا به یک توافق تجاری جدید برسند.
The researchers aimed to hammer out a common theoretical framework.
محققان قصد داشتند به یک چارچوب نظری مشترک برسند.
صاف کردن (با چکشکاری)
He will hammer out the dent in the fender.
او فرورفتگی گلگیر را صاف خواهد کرد.
The artisan must hammer out the copper sheet evenly.
صنعتگر باید ورق مسی را بهطور یکنواخت صاف کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hammer out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hammer-out