آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Preside

    prɪˈzaɪd prɪˈzaɪd

    گذشته‌ی ساده:

    presided

    شکل سوم:

    presided

    سوم‌شخص مفرد:

    presides

    وجه وصفی حال:

    presiding

    معنی preside | جمله با preside

    verb - intransitive C1

    کرسی ریاست را اشغال کردن، ریاست کردن بر، ریاست جلسه را به عهده داشتن، اداره کردن هدایت کردن، سرپرستی کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    He was chosen to preside at the meeting.

    او را به ریاست جلسه برگزیدند.

    You have to ask the presiding officer's permission.

    باید از رئیس جلسه اجازه بگیرید.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Churchill said: "I don't intend to preside over the dissolution of the British Empire"

    چرچیل گفت: «هدف من نظارت بر از هم‌پاشی امپراطوری بریتانیا نیست.»

    Kamalli presided over the funeral services.

    کمالی مراسم ختم را سرپرستی کرد.

    Mehri presided at the organ.

    مهری نواختن ارگ را به عهده داشت.

    flat country presided over by high mountains

    سرزمین هموار که کوه‌های بلند بر آن سایه افکنده است

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد preside

    1. verb be in authority
      Synonyms:
      control manage lead direct handle run govern supervise conduct operate administer oversee head chair carry on officiate be at the head of head up be in driver’s seat call the signals run the show do the honors sit on top of pull the strings ordain
      Antonyms:
      serve follow

    سوال‌های رایج preside

    گذشته‌ی ساده preside چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده preside در زبان انگلیسی presided است.

    شکل سوم preside چی میشه؟

    شکل سوم preside در زبان انگلیسی presided است.

    وجه وصفی حال preside چی میشه؟

    وجه وصفی حال preside در زبان انگلیسی presiding است.

    سوم‌شخص مفرد preside چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد preside در زبان انگلیسی presides است.

    ارجاع به لغت preside

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «preside» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/preside

    لغات نزدیک preside

    • - preshrink
    • - preshrunk
    • - preside
    • - presidency
    • - president
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.