آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مهر ۱۴۰۴

      Between

      bɪˈtwiːn bɪˈtwiːn

      معنی between | جمله با between

      plural adverb preposition A1

      میان، در میان، مابین، در بین، در مقام مقایسه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      I stood between two trees.

      بین دو درخت ایستادم.

      between red and pink

      بین قرمز و صورتی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a treaty between two countries

      قرارداد بین (فی‌مابین) دو کشور

      The road runs between Ghom and Tehran.

      راه بین قم و تهران قرار دارد (تهران را به قم وصل می‌کند).

      between my "moon" to the firmament's moon...

      میان ماه من تا ماه گردون ...

      They divided the money between them.

      پول را میان خود بخش کردند.

      You must choose between money and love.

      شما باید یا پول را انتخاب کنید یا عشق را.

      Between them they lifted the stone.

      به کمک هم سنگ را بلند کردند.

      They had fifty dollars between them.

      دو تایی پنجاه دلار داشتند.

      Between work and studies she had no time left.

      کار و مطالعه وقتی برایش باقی نمی‌گذاشت.

      His parents are getting divorced and he is caught in between.

      والدینش دارند طلاق می‌گیرند و او آن وسط گیر کرده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد between

      1. adverb, preposition middle from two points
        Synonyms:
        in among mid amid within halfway medially in the middle betwixt separating inserted intervening in the midst of midway enclosed by surrounded by at intervals in the thick of tween amidst bounded by centrally located interpolated in the seam
        Antonyms:
        outside away from around separate away

      Idioms

      between ourselves (between you and me)

      خودمانیم، اگر به کسی نگویی، بین خودمان باشد

      read between the lines

      معنی نهفته‌ی چیزی را دریافتن، معانی پنهان یا ژرف چیزی را درک کردن، فحوای کلام را دریافتن

      سوال‌های رایج between

      معنی between به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی between در زبان فارسی به «بین» یا «میان» ترجمه می‌شود.

      این واژه به عنوان یک حرف اضافه (preposition) کاربرد دارد و برای بیان موقعیت مکانی، زمانی یا مفهومی بین دو یا چند چیز به کار می‌رود. Between یکی از پرکاربردترین حروف اضافه در زبان انگلیسی است و در بسیاری از جملات برای نشان دادن ارتباط، مقایسه یا حد فاصل میان اشیا، افراد یا مفاهیم استفاده می‌شود.

      یکی از کاربردهای اصلی between در بیان موقعیت مکانی است. برای مثال، جمله‌ی «The book is between the two chairs» به معنای «کتاب بین دو صندلی است» است. در این کاربرد، between فاصله یا موقعیت نسبی یک شیء را نسبت به دو یا چند شیء دیگر مشخص می‌کند و به شفافیت توصیف مکانی کمک می‌کند.

      علاوه بر موقعیت مکانی، between برای بیان روابط و تعاملات نیز استفاده می‌شود. برای نمونه، «The agreement was reached between the two companies» یعنی «توافق بین دو شرکت حاصل شد». در این حالت، between نشان‌دهنده‌ی ارتباط مستقیم یا تبادل بین دو طرف است و می‌تواند شامل همکاری، تفاهم یا تعامل باشد.

      در کاربردهای زمانی، between می‌تواند محدوده‌ی زمانی را نشان دهد. به عنوان مثال، «The meeting will take place between 2 and 4 p.m.» یعنی «جلسه بین ساعت ۲ تا ۴ بعدازظهر برگزار می‌شود». این کاربرد به وضوح زمان شروع و پایان فعالیت یا رویداد را مشخص می‌کند و از ابهام جلوگیری می‌کند.

      between مفهومی کلیدی در بیان روابط، موقعیت و محدوده دارد و استفاده صحیح از آن باعث شفافیت و دقت در زبان می‌شود. این واژه، چه در مکالمه روزمره و چه در متون رسمی و علمی، ابزاری مؤثر برای توصیف تعامل‌ها، موقعیت‌ها و حدود است و به درک بهتر مفاهیم و ارتباطات کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت between

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «between» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/between

      لغات نزدیک between

      • - bettor
      • - betty
      • - between
      • - between a rock and a hard place
      • - between ourselves (between you and me)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.