گذشتهی ساده:
signed offشکل سوم:
signed offسومشخص مفرد:
signs offوجه وصفی حال:
signing offپایان برنامه را اعلام کردن، به پخش خاتمه دادن، پایان دادن (برنامه در رادیو و تلویزیون)
The radio host always has a cheerful message before he signs off his morning show.
مجری رادیو همیشه قبلاز اینکه برنامهی صبحگاهی خود را پایان دهد، پیام شاد و دلنشینی دارد.
Due to technical difficulties, the live lecture will have to sign off earlier than scheduled.
بهدلیل مشکلات فنی، سخنرانی زنده باید زودتر از موعد مقرر به پایان برسد.
تمام کردن، متوقف کردن، پایان دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I need to sign off this report before the end of the day.
باید این گزارش را قبلاز پایان روز تمام کنم.
The research team was compelled to sign off their experimental phase prematurely due to unforeseen logistical impediments.
تیم تحقیقاتی مجبور شد فاز آزمایشی خود را بهدلیل موانع لجستیکی پیشبینینشده زودتر از موعد تمام کند.
تایید کردن، موافقت کردن، تصدیق کردن، امضا کردن
Could you please sign off on these documents by the end of the day?
لطفاً این اسناد را تا پایان روز تایید میکنید؟
Before the final publication of the research paper, the lead investigator must sign off on the methodology and findings to ensure academic integrity.
قبلاز انتشار نهایی مقالهی پژوهشی، محقق اصلی باید روششناسی و یافتهها را برای اطمینان از صحت آکادمیک تایید کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sign off» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sign off