آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

    Bull

    bʊl bʊl

    گذشته‌ی ساده:

    bulled

    شکل سوم:

    bulled

    سوم‌شخص مفرد:

    bulls

    وجه وصفی حال:

    bulling

    شکل جمع:

    bulls

    معنی bull | جمله با bull

    noun countable B1

    جانورشناسی گاو نر، نره‌‌گاو (اخته‌نشده)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    two bulls and a cow

    دو گاو نر و یک گاو ماده

    The bull gazed at the cows in the pasture, searching for a mate.

    نره‌‌گاو به گاوهای مرتع خیره شد و به دنبال جفت می‌گشت.

    noun countable

    جانورشناسی نر (در مورد نهنگ و فیل و برخی پستانداران بزرگ دیگر)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    a bull elephant

    فیل نر، نره‌فیل

    We spotted a bull whale swimming alongside the boat.

    وال نری را دیدیم که در کنار قایق شنا می‌کرد.

    noun countable

    اقتصاد گاو (شخصی که سهام و رمزارز و غیره را به امید افزایش قیمت می‌خرد تا بعداً با سود به فروش برسد)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

    مشاهده

    As a savvy bull, he carefully watched the market trends.

    او به عنوان گاو باهوش، روند بازار را به دقت زیر نظر داشت.

    The bull's keen eye led to significant profits.

    نگاه تیزبین گاو منجر به سود قابل توجهی شد.

    noun uncountable informal

    چرت‌وپرت، مزخرف، چرند، یاوه

    What he had to say was a load of bull.

    حرف‌های او همه مزخرف بود.

    His explanation was total bull - I don't buy it.

    توضیحش چرت‌وپرت محض بود. من نمی‌خرمش.

    noun countable

    دین فرمان پاپ

    The pope issued a bull granting special privileges to the monks.

    پاپ فرمانی صادر کرد که طبق آن به راهبان امتیازات ویژه‌ای داده می‌شد.

    The bull was kept in the Vatican archives.

    فرمان پاپ در آرشیو واتیکان نگهداری می‌شد.

    verb - intransitive verb - transitive informal

    انگلیسی آمریکایی به جلو رفتن، پیش رفتن، گذشتن، گذراندن (به‌طوری که اجازه‌ی توقف داده نشود)

    He bulled his way homeward through the storm.

    با وجود طوفان هرطوری بود خود را به منزل رساند.

    He bull his way through the crowd to get to the front of the line.

    او از میان جمعیت جلو رفت تا به جلو صف برسد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    They bulled the new tax bill through the parliament.

    لایحه‌ی مالیاتی جدید را به زور از مجلس گذراندند.

    verb - transitive

    انگلیسی بریتانیایی (نظامی) برق انداختن (به‌ویژه پوتین سرباز)

    He decided to bull his boots before the big military inspection.

    تصمیم گرفت پیش از بازدید بزرگ نظامی، پوتین‌هایش را برق بیندازد.

    She bullied her husband's boots.

    پوتین‌های شوهرش را برق انداخت.

    noun slang countable

    افسر پلیس

    The bull stopped the speeding car.

    افسر پلیس ماشینی که با سرعت زیاد در حال حرکت بود، نگه داشت.

    I saw a group of bulls patrolling the streets last night.

    دیشب گروهی از افسران پلیس را دیدم که در خیابان‌ها گشت می‌زدند.

    noun

    نجوم ثور، گاو (دومین برج فلکی از دایرةالبروج) (با B بزرگ)

    Many cultures have stories and legends about the Bull constellation.

    بسیاری از فرهنگ‌ها داستان‌ها و افسانه‌هایی در مورد صورت فلکی گاو دارند.

    I can see the Bull constellation in the night sky.

    می‌توانم صورت فلکی ثور را در آسمان شب ببینم.

    adjective

    جانورشناسی نر

    the bull elk

    الک نر

    The bull shark swam gracefully through the water.

    کوسه‌ی نر به‌زیبایی در آب شنا کرد.

    adjective

    گاوتن، تنومند، سترگ، گنده (در مورد مرد)

    The bull man approached.

    مرد گاوتن جلو آمد.

    The bullish man strode into the room.

    مرد تنومند با گام‌های بلند وارد اتاق شد.

    adjective

    بزرگ، گنده

    a bull ladle

    ملاقه‌ی بزرگ

    She grabbed the bull shovel.

    بیل گنده را برداشت.

    verb - transitive

    مثل گاو نر رفتار کردن، با خشونت رفتار کردن، با خشونت عمل کردن

    She bullies her younger siblings

    او با خواهر و برادر کوچک‌ترش با خشونت رفتار می‌کند.

    The team captain bullies his teammates.

    کاپیتان تیم نسبت به هم‌تیمی‌هایش مثل گاو نر رفتار می‌کند.

    slang verb - transitive

    خر کردن (با چاخان کردن)

    Don't try to bull me with your lies.

    سعی نکن با دروغ‌هات من رو خر کنی.

    The salesman tried to bull us.

    فروشنده سعی کرد ما رو خر کنه.

    slang verb - intransitive

    چرت‌وپرت گفتن، مزخرف گفتن

    Stop bulling.

    از چرت‌وپرت گفتن دست بردار.

    She constantly bulls about her abilities without any proof.

    اون همیشه‌ در مورد توانایی‌هاش بدون هیچ مدرکی مزخرف می‌گه.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bull

    1. noun nonsense
      Synonyms:
      rubbish trash crap baloney nonsense hogwash balderdash bunkum claptrap bilge
      Antonyms:
      truth fact

    Phrasal verbs

    bull through

    (علیرغم مخالفت) انجام دادن

    Collocations

    bull one's way

    (علیرغم دشواری) پیش رفتن

    Idioms

    shoot the bull

    (امریکا - عامیانه) گپ زدن، حرف خودمانی زدن

    take the bull by the horns

    با مصائب و دشواری‌ها شاخ‌به‌شاخ شدن، دل را به دریا زدن، قاطعانه عمل کردن، با مشکلات و مخاطرات مقابله کردن

    سوال‌های رایج bull

    گذشته‌ی ساده bull چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده bull در زبان انگلیسی bulled است.

    شکل سوم bull چی میشه؟

    شکل سوم bull در زبان انگلیسی bulled است.

    شکل جمع bull چی میشه؟

    شکل جمع bull در زبان انگلیسی bulls است.

    وجه وصفی حال bull چی میشه؟

    وجه وصفی حال bull در زبان انگلیسی bulling است.

    سوم‌شخص مفرد bull چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد bull در زبان انگلیسی bulls است.

    ارجاع به لغت bull

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «bull» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bull

    لغات نزدیک bull

    • - bulking
    • - bulky
    • - bull
    • - bull fiddle
    • - bull market
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.