گذشتهی ساده:
plugged awayشکل سوم:
plugged awayسومشخص مفرد:
plugs awayوجه وصفی حال:
plugging awayبا پشتکار کار کردن، سخت کار کردن، جان کندن، زحمت کشیدن (دلسرد نشدن و ادامه دادن)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
If you just keep plugging away, you will eventually see results.
اگر همینطور با پشتکار ادامه بدهی، بالاخره نتیجه را خواهی دید.
She’s been plugging away at her thesis despite all the challenges.
باوجود تمام چالشها، خستگیناپذیر روی پایاننامهاش کار میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «plug away» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/plug-away