فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.

Nominee

ˌnɑːməˈniː ˌnɒməˈniː
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    nominees

معنی

noun C1
نامزد، کاندید شده، منصوب، تعیین‌شده، ‌

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد nominee

  1. noun candidate
    Synonyms:
    applicant seeker runner hopeful entrant contestant contender aspirant office-seeker appointee

ارجاع به لغت nominee

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «nominee» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nominee

لغات نزدیک nominee

پیشنهاد بهبود معانی