گذشتهی ساده:
crashed outشکل سوم:
crashed outسومشخص مفرد:
crashes outوجه وصفی حال:
crashing outبیهوش شدن، از حال رفتن (از خستگی)
After working a 12-hour shift, I just wanted to crash out on the sofa.
بعداز ۱۲ ساعت کار، فقط میخواستم روی مبل بیهوش شوم.
The kids were so exhausted from playing all day that they crashed out as soon as their heads hit the pillow.
بچهها از بس تمام روز بازی کرده بودند، بهمحضاینکه سرشان را روی بالش گذاشتند، از حال رفتند.
انگلیسی بریتانیایی ورزش باختن، شکست خوردن، حذف شدن (از مسابقه)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Our team played well, but they unfortunately crashed out in the quarter-finals.
تیم ما خوب بازی کرد، اما متاسفانه در مرحلهی یکچهارم نهایی حذف شد.
I was really hoping to win the competition, but I crashed out in the first round.
واقعاً امیدوار بودم که در مسابقه برنده شوم، اما در دور اول شکست خوردم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «crash out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/crash-out