(انگلیسی ولزی) بغل، آغوش (آغوشی که به کسی احساس شادی و امنیت زیادی بدهد)
When he felt lonely, his grandmother's cwtch made everything better.
هروقت احساس تنهایی میکرد، آغوش مادربزرگش همهچیز را بهتر میکرد.
After the bad news, all he needed was a cwtch from his partner.
بعداز خبر بد، تنها چیزی که نیاز داشت یک بغل ازطرف یارش بود.
After the storm, she held him in a long cwtch.
بعداز طوفان، او را در آغوش طولانی گرفت.
(انگلیسی ولزی) فضای کوچک (جایی امن برای نگهداری اشیاء)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The old chest had a tiny cwtch perfect for hiding letters.
صندوق قدیمی یک فضای کوچک داشت که برای پنهان کردن نامهها مناسب بود.
Put the spare keys in the cwtch under the sink so you won't lose them.
کلیدهای یدکی را در فضای کوچک زیر سینک بگذار تا آنها را گم نکنی.
She kept her sewing kit in the cwtch behind the wardrobe.
او کیت خیاطیاش را در فضای کوچک پشت کمد نگه میداشت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «cwtch» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cwtch