شکل جمع:
functionalizationsعاملدارسازی، عملکردیسازی، کاربردیسازی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Functionalization of the polymer improved its compatibility with biological tissues.
عاملدارسازی پلیمر، سازگاری آن را با بافتهای بیولوژیکی بهبود بخشید.
The functionalization process introduced reactive groups onto the material's surface.
فرآیند عاملدارسازی گروههای واکنشی را روی سطح ماده وارد کرد.
Surface functionalization of nanoparticles allows targeted drug delivery.
عاملدارسازی سطح نانوذرات، امکان انتقال هدفمند دارو را فراهم میکند.
Functionalization of the enzyme improved its stability under high temperatures.
عاملدارسازی آنزیم، پایداری آن را در دماهای بالا بهبود داد.
Functionalization enabled the sensor to selectively detect toxic gases.
عاملدارسازی امکان تشخیص انتخابی گازهای سمی را برای حسگر فراهم کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «functionalization» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/functionalization