باید، مجبور بودن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
To achieve a higher band score in the writing section, one has gotta meticulously plan the essay structure before commencing to write.
برای رسیدن به نمرهی بالاتر در بخش نوشتاری، باید ساختار مقاله را قبلاز شروع نوشتن با دقت برنامهریزی کرد.
In order to fully comprehend the implications of climate change, students have gotta engage with interdisciplinary perspectives from various scientific fields.
برای درک کامل پیامدهای تغییرات اقلیمی، دانشجویان باید با دیدگاههای بینرشتهای از زمینههای علمی مختلف درگیر شوند.
When preparing for academic discussions, participants have gotta be ready to articulate their arguments clearly and support them with evidence.
هنگام آماده شدن برای بحثهای آکادمیک، شرکتکنندگان باید آماده باشند تا استدلالهای خود را بهوضوح بیان کرده و با شواهد از آنها حمایت کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «gotta» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gotta