شدیداً، بسیار، بهشدت، بهطور فاحش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She was grossly underestimated by her opponents.
او توسط رقبایش بهشدت دستکم گرفته شد.
The company was grossly negligent in maintaining safety standards.
شرکت در حفظ استانداردهای ایمنی بهطور فاحشی کوتاهی کرد.
The food was grossly contaminated.
غذا بسیار آلوده شده بود.
The movie grossly misrepresents the historical events.
فیلم شدیداً وقایع تاریخی را نادرست نشان میدهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «grossly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/grossly