نیازمندِ، محتاجِ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The orphanage is in need of food and clothing.
پرورشگاه نیازمندِ غذا و پوشاک است.
She is in need of emotional support after the loss.
او پساز این فقدان، محتاجِ حمایت عاطفی است.
The company is in need of a fresh marketing strategy.
شرکت نیازمندِ یک استراتژی بازاریابی جدید است.
That car looks in need of repair.
آن ماشین نیازمندِ تعمیر است.
Our town is in need of clean drinking water.
شهر ما نیازمندِ آب آشامیدنی پاک است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «in need of» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/in-need-of