سهواً، ناخواسته، غیرعمد، تصادفاً، اتفاقی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She inadvertently deleted the important file from her computer.
او ناخواسته فایل مهم را از کامپیوترش حذف کرد.
They inadvertently revealed the surprise party date.
آنها اتفاقی تاریخ مهمانی سورپرایز را لو دادند.
He inadvertently offended his colleague with a joking comment.
او با یک شوخی سهواً همکارش را آزرد.
I inadvertently broke your mug while washing the dishes.
من هنگام شستن ظرفها سهواً لیوانت را شکستم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inadvertently» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inadvertently