همچنین میتوان از so no pressure then بهجای no pressure استفاده کرد.
واجب نیست، خودت را اذیت نکن، مجبور نیستی، اجباری نیست، عجله نکن، نگران نباش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
No pressure — take your time to decide.
عجله نکن؛ وقت بگذار و تصمیم بگیر.
You don't have to finish it today — no pressure.
لازم نیست امروز تمامش کنی؛ خودت را اذیت نکن.
No pressure, you can skip the meeting if you want.
اجباری نیست، اگر خواستی میتوانی جلسه را رد کنی.
No pressure, I'm patient.
عجله نکن، من صبورم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «no pressure» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/no-pressure