آمریکای شمالی (وابسته به آمریکای شمالی و مردم آن)
Many species of birds migrate to North American wetlands.
بسیاری از گونههای پرندگان به تالابهای آمریکای شمالی مهاجرت میکنند.
She studies North American history at university.
او تاریخ آمریکای شمالی را در دانشگاه مطالعه میکند.
North American airlines canceled flights due to the storm.
شرکتهای هواپیمایی آمریکای شمالی بهخاطر طوفان پروازها را لغو کردند.
اهل آمریکای شمالی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She is a North American who moved to Tehran last year.
او اهل آمریکای شمالی است که پارسال به تهران نقلمکان کرد.
He identified himself as a North American during the interview.
او در طول مصاحبه خود را اهل آمریکای شمالی معرفی کرد.
She's proud to be North American.
او به اینکه اهل آمریکای شمالی است افتخار میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «North American» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/north-american