شکل جمع:
ponticellosموسیقی خَرَک (قطعهی کوچکی که زهها را از صفحهی صوتی بالاتر نگه میدارد)
The ponticello on my violin is loose.
خَرَک ویولنم لق شده است.
A cracked ponticello can ruin the instrument's sound.
خَرک ترکخورده میتواند صدای ساز را خراب کند.
Tightening the strings changed the ponticello's position.
سفت کردن سیمها موقعیت خرک را تغییر داد.
تغییر ناگهانی صدا (مانند صدای پسرها در دوران بلوغ)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
During puberty many boys experience a ponticello.
در دوران بلوغ بسیاری از پسران تغییر ناگهانی صدا را تجربه میکنند.
Her sudden ponticello surprised everyone at the recital.
تغییر ناگهانی صدای او در اجرای عمومی همه را غافلگیر کرد.
Listening to his ponticello, I realized he was growing up.
با شنیدن تغییر ناگهانی صدایش، فهمیدم او درحال بزرگ شدن است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ponticello» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ponticello