صفت تفضیلی:
more poorishصفت عالی:
most poorishنسبتاً ضعیف، بهنسبت ضعیف، نهچندان خوب، نسبتاً بد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite some initial optimism, the company's quarter-one financial results were rather poorish, falling short of analyst expectations.
علیرغم خوشبینی اولیه، نتایج مالی سهماههی اول شرکت نسبتاً ضعیف بود و از انتظارات تحلیلگران کمتر شد.
The infrastructure in many developing nations remains poorish, posing significant challenges to economic growth and public health initiatives.
زیرساختها در بسیاری از کشورهای درحال توسعه بهنسبت ضعیف باقی مانده و چالشهای قابل توجهی را برای رشد اقتصادی و طرحهای بهداشت عمومی ایجاد میکند.
Although the student demonstrated some understanding, the overall quality of the research proposal was poorish, lacking sufficient depth and methodological rigor.
اگرچه دانشجو تاحدی درک نشان داد، اما کیفیت کلی پیشنهاد تحقیق نسبتاً بد بود و عمق و دقت روششناختی کافی نداشت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «poorish» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/poorish