آرامشبخش، اطمینانبخش، مطمئنکننده، اطمیناندهنده، با اطمینان خاطر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She smiled reassuringly and said everything would be fine.
او با لبخندی اطمینانبخش گفت همهچیز خوب خواهد شد.
The nurse spoke reassuringly to the frightened child.
پرستار با لحن آرامشبخش با کودک ترسیده صحبت کرد.
She laughed reassuringly to ease his worries.
او با خندهای مطمئنکننده نگرانیهای او را کم کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reassuringly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reassuringly