تغییر جزئی، اصلاح کوچک
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I noticed a slight alteration in his behavior after the meeting.
پساز جلسه، تغییر جزئی در رفتار او مشاهده کردم.
The contract required only a slight alteration before both parties signed.
قرارداد فقط به یک اصلاح کوچک نیاز داشت تا هر دو طرف امضا کنند.
A slight alteration of the color made the room feel warmer.
با تغییر جزئی در رنگ، فضا گرمتر شد.
ایجاد یک تغییر جزئی، اصلاح جزئی کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «slight alteration» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slight-alteration