مخالف بودن، نظر مساعد نداشتن، بدبین بودن، نظر خوشی نداشتن، تأیید نکردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The town council takes a dim view of uncontrolled development near the river.
شورای شهر نسبت به ساختوساز بیرویه در نزدیکی رودخانه مخالف است.
My parents take a dim view of me moving abroad alone.
والدینم نسبت به این که تنها به خارج مهاجرت کنم، نظر مساعدی ندارند.
The manager takes a dim view of employees arriving late.
مدیر نسبت به کارکنانی که دیر میرسند، بدبین است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «take a dim view of» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/take-a-dim-view-of