شکل جمع:
the brush-offsبیاعتنایی، امتناع از صحبت (با کسی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I tried to ask him about the project, but he just gave me the brush-off.
سعی کردم در مورد پروژه از او بپرسم، اما او فقط به من بیاعتنایی کرد.
I attempted to discuss the issue with my boss, but I just got the brush-off.
من سعی کردم در مورد موضوع با رئیسم صحبت کنم، اما فقط بیاعتنایی دیدم.
The diplomat's overtures were met with the brush-off, indicating a significant breakdown in cross-cultural communication.
پیشنهادات دیپلمات با بیاعتنایی مواجه شد که نشاندهندهی یک گسست قابل توجه در ارتباطات بینفرهنگی است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «the brush-off» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/the-brush-off