scream, yell, shriek, cry, outcry, pipe, squeak, squall, squawk, screech, piercing
scream
yell
shriek
cry
outcry
pipe
squeak
squall
squawk
screech
piercing
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آن خبر را که شنید از خوشی اختیار از دست داد و جیغ بلندی کشید.
When she heard the news she went crazy with joy and let out a loud scream.
جیغ حاکی از وحشت
a shriek of terror
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جیغ» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جیغ