آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴

      داد به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / daad /

      justice, fair, fairness, justness, fair play, equity, even-handedness

      justice

      fair

      fairness

      justness

      fair play

      equity

      even-handedness

      عدالت

      تصمیم قاضی بازتابی واضح از اجرای داد بود.

      The judge's decision was a clear reflection of justice being served.

      او برای داد سیستم تبلیغ کرد و معتقد بود که برای همه عادلانه است.

      He advocated for the justness of the system, believing it was equitable for all.

      اسم
      فونتیک فارسی / daad /

      holler, shout, cry, yell, outcry, outburst, bellow, scream, howl

      holler

      shout

      cry

      yell

      outcry

      outburst

      bellow

      scream

      howl

      فریاد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      داد ناگهانی او همه را در اتاق ترساند.

      Her sudden shout startled everyone in the room.

      او با شنیدن خبر خوب از شادی داد کشید.

      He let out a scream of joy when he heard the good news.

      اسم
      فونتیک فارسی / daad /

      ادبی alas, wellaway, welladay

      alas

      wellaway

      welladay

      افسوس

      داد، طوفان برنامه‌های ما را خراب کرده است.

      Wellaway, the storm has ruined our plans.

      داد، خاطرات گذشته در ذهن من باقی مانده است.

      Welladay, the memories of the past linger in my mind.

      اسم
      فونتیک فارسی / daad /

      (the) act of giving, donation

      act of giving

      donation

      عمل یا فرآیند دادن

      هر داد مهم است، بدون توجه به اندازه‌ی آن.

      Every donation matters, no matter the size.

      داد او در راه‌اندازی برنامه‌ی جدید نقش بسزایی داشت.

      His donation was instrumental in launching the new program.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -daad /

      given, gave, giving, granted, put

      given

      gave

      giving

      granted

      put

      داده‌شده

      برون‌داد

      output

      خداداد

      God-given

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج داد

      داد به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «داد» در زبان انگلیسی به gave ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «داد» شکل گذشته‌ی فعل «دادن» است و به معنای انتقال یا اعطای چیزی از طرف کسی به دیگری می‌باشد. این واژه یکی از مهم‌ترین افعال در زبان فارسی است که در موقعیت‌های متعددی به کار می‌رود و کاربرد گسترده‌ای در گفتار و نوشتار دارد. «داد» می‌تواند شامل انواع مختلفی از انتقال‌ها باشد؛ از دادن یک شیء فیزیکی گرفته تا ارائه اطلاعات، کمک، یا حتی احساسات.

      در مفهوم گسترده‌تر، «داد» نشان‌دهنده‌ی عملی است که به واسطه‌ی آن یک چیز یا امتیاز به کسی واگذار می‌شود. این فعل معمولاً با یک مفعول همراه است، یعنی آنچه داده می‌شود، و یک مفعول غیرمستقیم که دریافت‌کننده‌ی آن است. به عنوان مثال، «او کتاب را به من داد» یعنی شخصی کتاب را به دریافت‌کننده‌ای انتقال داده است. این فعل در زبان فارسی نقش اساسی در بیان تعاملات انسانی دارد و به بیان روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی عاطفی کمک می‌کند.

      از نظر دستوری، «داد» به عنوان شکل گذشته‌ی ساده‌ی فعل «دادن» شناخته می‌شود و به زمان گذشته اشاره دارد، یعنی عملی که در گذشته انجام شده است. این فعل می‌تواند در جملات مثبت، منفی، پرسشی و شرطی به کار رود و بسته به موقعیت جمله تغییرات ظریفی در معنا و کاربرد آن مشاهده می‌شود. همچنین «داد» در ترکیب با کلمات دیگر و در اصطلاحات مختلف، معانی متفاوتی پیدا می‌کند که نشان‌دهنده‌ی گستردگی کاربرد آن است.

      در ادبیات و زبان محاوره‌ای، «داد» به وفور استفاده می‌شود و می‌تواند نشانه‌ای از بخشش، کمک، یا حتی تحمیل باشد. برای مثال، در جملاتی مثل «او فرصتی را به ما داد» یا «او خیلی خوب جواب داد» تفاوت در مفهوم و نوع انتقال مشهود است. به این ترتیب، «داد» نه فقط به معنای ساده‌ی انتقال فیزیکی، بلکه به عنوان یک واژه‌ی چندوجهی با معانی مختلف، جایگاه ویژه‌ای در زبان فارسی دارد.

      ارجاع به لغت داد

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «داد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/داد

      لغات نزدیک داد

      • - داخلی
      • - داخلی ترین
      • - داد
      • - داد آور
      • - داد زدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.