تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
- تصمیم قاضی بازتابی واضح از اجرای داد بود.
- او برای داد سیستم تبلیغ کرد و معتقد بود که برای همه عادلانه است.
- داد ناگهانی او همه را در اتاق ترساند.
- او با شنیدن خبر خوب از شادی داد کشید.
- داد، طوفان برنامههای ما را خراب کرده است.
- داد، خاطرات گذشته در ذهن من باقی مانده است.
- هر داد مهم است، بدون توجه به اندازهی آن.
- داد او در راهاندازی برنامهی جدید نقش بسزایی داشت.
- برونداد
- خداداد
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «داد» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/داد