وضعیت دشوار، موقعیت دشوار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After the merger, the new CEO found herself in the hot seat.
پساز ادغام، مدیرعامل جدید خود را در موقعیت دشواری یافت.
As the only engineer on the project, he was in the hot seat during the presentation.
بهعنوان تنها مهندس پروژه، او در طول ارائه در وضعیت دشواری بود.
With investors demanding answers, the CFO sat in the hot seat all morning.
با سرمایهگذارانی که پاسخ میخواستند، مدیر مالی تمام صبح در موقعیت دشواری بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «the hot seat» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/the-hot-seat