گذشتهی ساده:
uncappedشکل سوم:
uncappedسومشخص مفرد:
uncapsوجه وصفی حال:
uncappingدر چیزی را برداشتن، درپوش چیزی را برداشتن
Could you please uncap the marker for me? I can't seem to get it open.
ممکن است لطفاً در ماژیک را برایم بردارید؟ نمیتوانم آن را باز کنم.
Researchers were instructed to uncap the petri dishes only within the sterile environment of the laminar flow hood to prevent contamination.
به محققان دستور داده شد که درپوش پتریدیشها را فقط در محیط استریل هود لامینار بردارند تا از آلودگی جلوگیری شود.
When preparing the sample, you must uncap the centrifuge tube carefully to avoid disturbing the sediment.
هنگام آمادهسازی نمونه، باید درپوش لولهی سانتریفیوژ را با دقت بردارید تا رسوب به هم نخورد.
محدودیت یا سقف چیزی را برداشتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The company decided to uncap salaries for top performers to incentivize greater productivity.
شرکت تصمیم گرفت سقف حقوق برای کارکنان برتر را بردارد تا بهرهوری بیشتر را تشویق کند.
The government's decision to uncap research grants is expected to foster innovation in critical technological sectors.
انتظار میرود تصمیم دولت برای برداشتن سقف کمکهای مالی تحقیقاتی، نوآوری را در بخشهای فناوری حیاتی تقویت کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «uncap» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/uncap