بهطور یکجانبه، بهطور یکطرفه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The company unilaterally changed its privacy policy without notifying users.
شرکت بهطور یکجانبه سیاست حفظ حریم خصوصی خود را بدون اطلاعرسانی به کاربران تغییر داد.
She unilaterally terminated the contract, which led to a legal dispute.
او بهطور یکطرفه قرارداد را فسخ کرد که منجر به اختلاف قانونی شد.
The government announced it would unilaterally impose new tariffs on imports.
دولت اعلام کرد که بهطور یکجانبه تعرفههای جدیدی بر واردات اعمال خواهد کرد.
They unilaterally withdrew their support for the project.
آنها بهطور یکجانبه حمایت خود از پروژه را پس گرفتند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unilaterally» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unilaterally