آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

      Wavelength

      ˈweɪvleŋθ ˈweɪvleŋθ

      شکل جمع:

      wavelengths

      معنی wavelength | جمله با wavelength

      noun countable B2

      فیزیک طول موج

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The color red has a longer wavelength than blue.

      رنگ قرمز طول موج بلندتری نسبت به آبی دارد.

      The efficacy of photovoltaic cells is significantly influenced by the incident light's wavelength, with certain materials exhibiting optimal energy conversion within specific spectral ranges.

      کارایی سلول‌های نیروزای نوری به‌طور قابل توجهی تحت‌تأثیر طول موج نور فرودی است، به‌طوری که برخی مواد تبدیل انرژی بهینه را در محدوده‌های طیفی خاصی نشان می‌دهند.

      noun countable B2

      فیزیک فرکانس رادیویی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      My car stereo can pick up several different wavelengths for various channels.

      سیستم صوتی ماشین من می‌تواند چندین فرکانس رادیویی مختلف را برای کانال‌های گوناگون دریافت کند.

      Researchers are investigating how atmospheric conditions affect the propagation of different wavelengths in satellite communication.

      محققان درحال بررسی این هستند که چگونه شرایط جوی بر انتشار فرکانس‌های رادیویی مختلف در ارتباطات ماهواره‌ای تأثیر می‌گذارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Advanced telecommunication technologies often utilize a wide range of wavelengths to transmit data efficiently across vast distances.

      فناوری‌های پیشرفته‌ی مخابراتی اغلب از طیف وسیعی از فرکانس‌های رادیویی برای انتقال کارآمد داده‌ها در فواصل گسترده استفاده می‌کنند.

      noun countable uncountable C1

      ‫طرز فکر‬

      He and his wife are on the same wavelength.

      او و زنش طرز فکرشان یک‌جور است.

      Effective interdisciplinary research often necessitates that collaborators operate on a similar intellectual wavelength to ensure cohesive project development.

      تحقیقات بین‌رشته‌ای مؤثر اغلب مستلزم آن است که هم‌کاران بر روی یک طرز فکر فکری مشابه عمل کنند تا از توسعه‌ی منسجم پروژه اطمینان حاصل شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite their differing backgrounds, the scientists found they were on the same wavelength when it came to their fundamental approach to experimental design.

      باوجود پیشینه‌های متفاوتشان، دانشمندان دریافتند که در مورد رویکرد اساسی خود به طراحی آزمایش، هم‌فکر هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج wavelength

      شکل جمع wavelength چی میشه؟

      شکل جمع wavelength در زبان انگلیسی wavelengths است.

      ارجاع به لغت wavelength

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wavelength» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wavelength

      لغات نزدیک wavelength

      • - wave train
      • - waveguide
      • - wavelength
      • - waveless
      • - wavelet
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sloppiness whereabouts wind turbine windmill non-executive non-living non-residential count down re-establishment gender-fluid non-defense half-heartedly non-reciprocal non-verbally non-verbal بر فراست الحاق قوام بازپس‌گیری تی دد بودجه‌ی سیاه بی‌هسته بیپ‌بیپ کردن امور عام‌المنفعه ورزشگاه سرپوشیده تجدیدحیات‌شونده تسمه‌ی شلاق یابنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.