کسبوکار office worker, white-collar worker
office worker
white-collar worker
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او تصمیم گرفت تغییر شغل دهد و شغل خود را بهعنوان کارمند اداره رها کند.
He decided to pursue a career change, leaving his job as an office worker behind.
بسیاری از کارمندان اداره برای حفظ تمرکز در طول روز به قهوه تکیه میکنند.
Many white-collar workers rely on coffee to help them stay focused throughout the day.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کارمند اداره» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کارمند اداره