پوشاک (traditional) costume
costume
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او در جشن لباس محلی پوشید.
She wore a traditional costume at the festival.
موزه لباسهای محلی مناطق مختلف را به نمایش گذاشت.
The museum displayed costumes from different regions.
عروس برای مراسم، یک لباس محلی انتخاب کرد.
The bride chose a traditional costume for the ceremony.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «لباس محلی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/لباس محلی