جانورشناسی غذا و آشپزی trotters
trotters
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او ترجیح میدهد پاچه را آرام بپزد تا گوشت از استخوان جدا شود.
He prefers his trotters slow-cooked until the meat falls off the bone.
مادربزرگم به من یاد داد چگونه پاچه را درست تمیز کنم.
My grandmother taught me how to clean trotters properly.
او برای شام پاچه را با سیر و سبزیها آماده کرد.
She prepared trotters with garlic and herbs for dinner.
کالبدشناسی shank (the lower part of the leg)
shank
او هنگام پیادهروی پاچهاش آسیب دید.
He injured his shank during the hike.
دکتر تورم روی پاچهام را معاینه کرد.
The doctor examined the swelling on my shank.
پساز سقوط درد شدیدی در پاچهاش احساس کرد.
He felt a sharp pain in his shank after the fall.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پاچه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پاچه