آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳

      کاشتن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / kaashtan /

      to sow, to plant, to root, to cultivate, to till, to transplant

      to sow

      to plant

      to root

      to cultivate

      to till

      to transplant

      زرع کردن
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      کشاورز از کشت‌کار برای کاشتن بذر در باغش استفاده کرد.

      The farmer used a go-devil to till the soil in his garden.

      تخم تنفر را (در دل‌ها) کاشتن

      to sow the seeds of hatred

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / kaashtan /

      to set, to fix, to implant

      to set

      to fix

      to implant

      نشاندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      درخت میوه کاشتن

      to set fruit trees

      آن‌ها برنامه دارند که فناوری جدید را ماه آینده در سیستم خود بکارند.

      They plan to implant the new technology in their system next month.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / kaashtan /

      عامیانه to leave in a church, to keep one waiting

      to leave in a church

      to keep one waiting

      منتظر گذاشتن

      دوستانت را نکار؛ ممکن است عصبانی شوند.

      Don't keep your friends waiting; they might get frustrated.

      کاشتن او اشتباهی بود که بعداً از آن پشیمان شدم.

      Keeping her waiting was a mistake I regretted later.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / kaashtan /

      عامیانه to father, to sire

      to father

      to sire

      بچه پس انداختن

      آن‌ها امیدوار بودند کودکی بکارند که دنیا را تغییر دهد.

      They hoped to sire a child who would change the world.

      پادشاه به‌خاطر اینکه بسیاری از جانشینان را کاشت، افتخار می‌کرد.

      The king was proud to sire many heirs to the throne.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کاشتن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      زراعت غرس کردن فلاحت کشتن نشا کردن نشاندن

      ارجاع به لغت کاشتن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کاشتن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کاشتن

      لغات نزدیک کاشتن

      • - کاشت
      • - کاشت ناخن
      • - کاشتن
      • - کاشتن اولاد
      • - کاشتن و پروراندن و درو کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      square tech loop trap lose who're glitter intersectional intake connection brain ostrich motorcycle helicopter virtually سیرالئون متمم عاری کورش کمد غریب فهمیده گزیده غار غذای سبک فرگشت فسخ فعالیت کردن فعلا فیلادلفیا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.