آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۴

      بازو به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / baazoo /

      کالبدشناسی arm, branchi-, branchio-

      arm

      branchi-

      branchio-

      بازو, arm, branchi-, branchio-
      فاصله‌ی بین شانه تا آرنج
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      کودک محکم به بازوی مادرش چسبید.

      The baby clung tightly to her mother's arm.

      سرباز تفنگش را بر بازویش حمل کرد.

      The soldier carried his rifle in his right arm.

      اسم
      فونتیک فارسی / baazoo /

      pickup, arm, crank

      pickup

      arm

      crank

      دسته، اهرم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      بازوی در

      doorpost

      بازوی متحرک

      boom

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بازو

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بازه ساعد عضد مرفق
      متضاد:
      ران

      سوال‌های رایج بازو

      بازو به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بازو» در زبان انگلیسی به arm ترجمه می‌شود.

      «بازو» یکی از بخش‌های اصلی اندام فوقانی بدن انسان است که از شانه تا آرنج امتداد دارد و نقش مهمی در انجام حرکات و فعالیت‌های روزمره ایفا می‌کند. این عضو، شامل استخوان‌ها، عضلات، رگ‌ها و اعصاب است که به انسان امکان می‌دهد انواع حرکات پیچیده و ظریف را انجام دهد، از جمله بلند کردن اشیاء، گرفتن، فشار دادن و حرکات ظریف دست.

      از نظر زیستی و آناتومیکی، بازو شامل استخوان بازو (هومروس)، عضلات مختلف مانند دوسر بازویی (بای‌سپس) و سه‌سر بازویی (تری‌سپس) است که با همکاری یکدیگر عملکردهای حرکتی و قدرتی متنوعی را فراهم می‌آورند. همچنین، عروق خونی و اعصاب مهمی از بازو عبور می‌کنند که تغذیه و کنترل حرکتی دست را امکان‌پذیر می‌کنند.

      در زبان فارسی، «بازو» علاوه بر کاربرد فیزیکی و آناتومیکی، بار معنایی استعاری و نمادین نیز دارد. این واژه معمولاً نماد قدرت، حمایت و یاری است. مثلاً در ادبیات و سخنان روزمره، «بازوی کمک‌رسان» یا «بازوی قوی» به کسی گفته می‌شود که در شرایط سخت پشتیبان و یاری‌دهنده است. این کاربرد استعاری نشان‌دهنده اهمیت نقش بازو در مفهوم کلی قدرت و همراهی است.

      از منظر فرهنگی و هنری، بازو به عنوان عضوی از بدن که نشان‌دهنده توانایی و فعالیت است، در نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و ادبیات به صورت نمادین به کار می‌رود. این نمادگرایی می‌تواند به نمایش قدرت جسمانی، تلاش، کار و حتی مقاومت اشاره داشته باشد. شاعران و نویسندگان فارسی بارها از این واژه برای بیان مفاهیم انسانی و اجتماعی بهره برده‌اند.

      «بازو» عضوی است کلیدی در ساختار بدن انسان که علاوه بر اهمیت فیزیکی، معنای فرهنگی و نمادین نیز دارد. آشنایی با کاربردهای مختلف این واژه، فهم عمیق‌تری از زبان و ارتباطات فرهنگی را ممکن می‌سازد.

      ارجاع به لغت بازو

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بازو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بازو

      لغات نزدیک بازو

      • - بازنویسی کردن
      • - بازنیافتنی
      • - بازو
      • - بازو بتد
      • - بازو زدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.